علی بن عباس مجوسی اهوازی

چاپ  |  ارسال به دوستان  |  PDF

در نیمه اول قرن چهارم هجری قمری، در حوالی جندی­شاپور در منطقه اهواز [یا ارجان (بهبهان امروزی)]، کودکی به دنیا آمد که تا قرن­ها بر تارک علمی ایران و جهان، همچون ستاره­ ای می­درخشید و اکنون نیز بر بلندای تاریخ علم این سرزمین -خصوصا در علم طب- خودنمائی می­کند.

حکیم« ابوالحسن (علاءالدین) علی بن عباس مجوسی اهوازی ارجانی» که در غرب به «HOLLY ABBAS» مشهور است، طبیبی والامقام و حکیمی فرزانه بوده که متاسفانه اطلاعات زیادی پیرامون وی در تاریخ، ثبت نشده است.

برخی تذکره­ها سال تولد وی را 318 و برخی دیگر 338 هجری قمری ذکر کرده­اند، ولی هیچ­یک از این تواریخ، به عنوان تاریخ قطعی ولادت وی قابل اثبات نیست، اما مسلما ولادت وی در نیمه اول قرن چهارم هجری قمری رخ داده است. مورخان و تذکره­نویسان مختلف بر سر تاریخ وفات وی به سال 384ه.ق (مطابق با 994 میلادی) اتفاق نظر دارند. با این حال درباره محل وفات وی بین بغداد و شیراز نیز اختلاف نظر وجود دارد.

وی، معاصر عضدالدوله، ابوشجاع فناخسروبن رکن الدین دیلمی (متوفی372 ه.ق در 47 سالگی)، سلطان فرهنگ پرور و دانش گستر آل بویه بوده و اثر فاخر خویش منسوب به «الملکی» را به نام شاه مذکور نوشته است.

اگرچه تقریبا تمامی کتب تذکره، در ادامه نام وی، نسب"مجوسی" را ذکر کرده اند، ولی اعتقاد بر آن است که خود وی و به احتمال بسیار، پدرش مسلمان بوده اند ولی پدربزرگ وی مذهب زرتشتی داشته است..

نکته قطعی دیگر آن است که وی شاگرد ابوماهر(ابوعمران) موسی بن یوسف بن سیار شیرازی (متوفی در 350ه.ق،961م) بوده و در این مسئله با دو طبیب جلیل القدر دیگر یعنی «ابوالحسن احمدبن محمد طبری» و «ابوعلی احمدبن عبدالرحمن بن مندویه اصفهانی» اشتراک دارد.

اهوازی، به فروتنی و مهربانی نسبت به تهیدستان شهرت داشت. دانش او روانش را جلا بخشید و این کار، او را در زمره برترین دانشمندان جهان قرار داد.

زمان ظهور وی پس از «رازی» و پیش از« ابن سینا» بوده (و حتی قبل از مرگ، زمان ابن­سینا را درک کرده) و به بهترین وجهی، استمرار حکمای قرون سوم تا پنجم را حفظ کرده است.

مورخین و اطبای بزرگ پس از وی، مقام علمی و اخلاقی وی را ستوده و او را از برترین حکمای تاریخ جهان شناخته و اثر گرانقدر وی را در زمره بهترین آثار طبی تا قرون حاضر دانسته اند.

«قفطی» وی را طبیبی فاضل و کامل می داند که کتابش تا سالها تدریس می شده و اگرچه پس از نگارش کتاب «قانون» توسط «بوعلی سینا» کمی رنگ باخته، ولی تا اوایل قرن هجدهم میلادی، چندین بار به لاتین ترجمه شده و به چاپ رسیده است و نسخه هایی از آن در کتابخانه های مختلف اروپایی موجود می باشد.

به نظر می رسد که وی طبیبی بالینی بوده و به همراه اطبای زیادی از جمله «ابوماهر موسی بن سیار»، «ابوالعلای شیرازی» (طبیب ارتش عضدالدوله) و «ابن عجیم»، سابقه فعالیت در بیمارستان عضدی شیراز را داشته است.

در تاریخ، نامی از شاگردان منسوب به وی، فرزندان، سایر اساتید و حتی کتاب دیگری بجز «الملکی» یا «کامل الصناعه الطبیه» از اهوازی ذکر نشده است.

نگرش اهوازی به طبابت به گونه ای است که طب را بافضیلت ترین علوم دانسته و در کتابش می گوید:

«انسان، افضل و اشرف از همه حیوانات است، به جهت عقلی که خداوند به او عطا کرده و نیروی عقل بستگی به صحت نفس ناطقه دارد و صحت نفس ناطقه به صحت نفس حیوانیه و صحت نفس حیوانیه به صحت نفس طبیعیه و صحت این دو نفس به صحت بدن و تعادل مزاج، و این را صناعت طب، متعهد است. بنابراین علم طب، افضل و انفع علوم است».

اما در مورد اثر وی:

تنها کتاب به جا مانده از حکیم اهوازی کتاب «الملکی» یا «کُنّاش الملکی» یا همان «کامل الصناعه الطبیه» است  که به اعتراف همگان از والاترین و ارزشمندترین کتب طبی می باشد که در کنار نظرات وی در طب، حاوی تجارب طبی او نیز می باشد و این مسئله، اعتبار کتاب را صدچندان می کند.

در مورد سال نگارش کتاب، اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی کاملا روشن نیست که «عضدالدوله دیلمی» پادشاه آل بویه در زمان نگارش کتاب در قید حیات بوده است یا نه؟

آنچه در مورد این کتاب قابل اشاره و از اهمیت والایی برخوردار است آنکه «الملکی» کتابی جامع است که در آن، نه تنها عقاید پزشکان متقدم بیان شده، بلکه به نقد آن سخنان نیز پرداخته شده و به جهت غنای محتوای آن یکی از معتبرترین و در دسترس ترین کتب طبی بوده است که اطبای قرون بعد هم به آن تمسک می جسته اند.

این کتاب، شامل مطالب نظری (علمی) و عملی است که به ترتیبی نیکو جمع گردیده و ملازم طلبه علم بوده و حتی پس از ظهور کتاب «قانون» لااقل در بُعد عملی قابل استناد و از منابع معتبر بوده است. حتی بسیاری در مقایسه آن با «قانون»، «الملکی» را در قسم عملی، بلیغ تر دانسته و «قانون» را در بعد علمی، اثبت دانسته‏اند.

«نظامی عروضی سمرقندی» نیز در کتاب «چهارمقاله» اشاره می کند که کتاب وی جزء بسایط (TEXT BOOK) است و بر متعلم طب لازم است که یکی از کتب بسایط را در اختیار داشته باشد و از این نظر با «الحاوی» رازی و «قانون» بوعلی سینا در یک تراز قرار گرفته است.

پس از تالیف کتاب «الملکی» آوازه اهوازی آن چنان پیچیده شد که بیماران و حتی اطباء از اقصی نقاط برای دیدن وی و بهره گیری از ارشادات حکیمانه او به حضورش می رسیدند.

شیوه نگارش این کتاب به گونه ای است که وی را در نگارش کتب طبی به سبک جدید، پیش قراول می دانند و تقسیم بندیهای کتب طبی پس از وی به تقلید از کتاب «الملکی» بوده است.

به تصریح مورخین غربی، این کتاب پیش از «قانون» کامل ترین کتاب در طب شمرده می شده و بارها در اروپا تحت عنوان LIBER REGIUS ترجمه شده و به چاپ رسیده است و می توان با اطمینان گفت که وی نخستین پزشک مسلمان است که غربی های لاتین زبان او را شناخته اند.

اهوازی از پزشکانی نبود که به واسطه کثرت تالیفات شهرت یافته باشد، اما کتاب او آن چنان بود که مرجع پزشکان و پایه مطالعات پزشکی شرق و غرب قرار گرفت.

برخی محققین، کتاب وی را آسان ترین کتاب برای مراجعه و دستیابی به مطالب آن و شایسته ترین کتاب برای مطالعه کردن می دانند.

«الملکی» در حقیقت دایره المعارفی کامل است که پزشکان برای تمام نیازهای خود به آن مراجعه می کرده اند. «اهوازی» در کتاب خود، ضمن اینکه در جاهای مختلفی خود را شاگرد «ابوماهر» معرفی می کند و نهایت تواضع را به مقام شامخ استادش ابراز می دارد، ولی در مقام عمل، آنجا که تناقضی در علم و تجربه در می یابد، با شهامت بدان اشاره می کند.

وی به مقام حکمای متقدم ارج می نهد، ولی در عین حال خود را مرید بی چون و چرای آنان نمی داند و هر کجا خطایی در مسیر می بیند، شجاعانه به تجربه خویش استناد می کند و خطاهای حکمای قبل را گوشزد می کند و اگرچه از مکتب- به اصطلاح، یونان- پیروی می کند، ولی هر کجا صلاح می داند برخلاف طب آنان رفتار می نماید.

او «بقراط» را به خلاصه گویی و پیچیدگی کلام و «جالینوس» را به پرگویی و اطاله کلام و تکرار مکررات غیرضروری متهم می نماید.

پس از «رازی»، «اهوازی» برای جبران فقدان ساختار مناسب و توجه ناکافی به تشریح و اعمال یداوی که در کتاب «الحاوی» بارز است، «الملکی» را نگاشت. تقسیم آن به دو بخش متمایز «نظری» و «عملی» در واقع توانست قالبی مناسب برای همه آثار و نوشته های طبی بعدی در سده های میانه اسلامی پدید آورد.

به طور کلی می توان با نگاهی به کتاب و استدلال های «اهوازی» دریافت که این کتاب بر اساس کاستی های کتب قبلی و جبران افراط و تفریط های آثار پیشینیان نگاشته شده و به گونه ای استادانه طبقه بندی و منظم شده و به دور از ایجاز یا اکثار در حجمی منطقی ارائه گردیده است.

از جمله نقاط قوت کار وی، اشاره به برخی عوارض و سمیت داروهای یونانی و همچنین تشریح اعمال جراحی و توصیه های عملی است که در کنار غنای مطالب، به اعتبار کتاب می افزاید.

در مقام مقایسه اثر وی با آثار سایر حکما، می توان با استناد به نظر «اهوازی» کتب «بقراط» را موجز و پر از کلمات غامض دانست. «جالینوس» علیرغم تعدد کتب، فاقد کتابی جامع با شرحی کامل پیرامون همه موضوعات طبی است. «اریباسیوس» در کتب خود یا به امور طبیعیه و جمیع اسباب اشاره نکرده و یا ذکری از اعمال یداوی و ارکان نداشته است. «پولس» احاطه کاملی به امور طبیعیه نداشته و نکات اندکی را ذکر نموده و طریقه اجرا و تعلیم آنها (از اسباب و علامات و انواع مداوا و علاج) را نیاورده است. «اهرن» نیز اگرچه احاطه کاملی بر طب داشته، ولی ترجمه روانی از سریانی به عربی نداشته است. ضمن آنکه به نحو ایجاز و اقتصار سخن گفته و رافع نیاز همه جانبه دانشجویان نمی باشد. در مورد «رازی» نیز کتاب «منصوری» موجز بوده و «الحاوی» هم فاقد کلیات و علاج یداوی و تشریح و نظم و نظام است.

همانطور که در مقایسه «قانون» و «الملکی» گفته شد اگرچه «قانون» در طب نظری قوی تر و برتر است اما «الملکی» در علم نظری، سلیس تر و در بیان، قوی تر و در محتوا، جامع تر است و مفهومی قابل فهم و درک و خالی از غموض دارد.

در مورد ساختار کتاب «کامل الصناعه الطبیه» یا «الملکی» باید گفت که نگارنده ابتدا به امور طبیعیه و کلیات طب و اسباب و علائم می پردازد و سپس در جزء عملی از حفظ الصحه شروع نموده و به مداوای امراض سر تا قدم و انواع معالجات از تدابیر و ادویه و علاج بالید می پردازد و در آخر، پیرامون ادویه مفرده و مرکبه، توضیحات مبسوطی ارائه می نماید.

از نظر کتاب شناسی، این کتاب دارای دو جزء  نظری و عملی و هر کدام از آنها دارای ده مقاله است (مجموعا دارای بیست مقاله) و هر مقاله دارای باب های متعدد است. به عنوان مثال، مقاله دوم و سوم در تشریح، یازدهم در بهداشت و حفظ الصحه، نوزدهم در جراحی و بیستم در مفردات و قرابادین می باشد.

اصل کتاب «الملکی» به زبان عربی و دارای پانصد هزار کلمه بوده و در چند نوبت به لاتین ترجمه شده است. اولین آن در قرن یازدهم (حدود سال 1070م) توسط «کنستانتین افریقی» انجام شد که وی بدون ذکر نام اهوازی، کتاب را به خود نسبت داد و به همین دلیل بسیاری از عقاید اهوازی به نام اروپائیان ثبت گردید. در قرن دوازدهم (1127م) «الیاس استفان انطاکی» دوباره این کتاب را از عربی به لاتین با ذکر نام مؤلف ترجمه نمود و پس از او نیز تا قرن شانزدهم این کتاب چند بار دیگر به لاتین ترجمه شد و بارها در اروپا به چاپ رسید و به علاقمندان و محققان عرضه شد.

منابع:

1.        تاریخ طب در ایران پس از اسلام، محمود نجم آبادی، دانشگاه تهران، 1375

2.        تاریخ الحکماء، علی بن یوسف قفطی، دانشگاه تهران، 1371

3.        کامل الصناعه الطبیه، علی بن عباس مجوسی اهوازی، نسخه عربی، موسسه مطالعات تاریخ پزشکی طب اسلامی و مکمل، 1387

4.        کامل الصناعه الطبیه، علی بن عباس مجوسی اهوازی، ترجمه: سید محمد خالد غفاری، موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران- مک گیل، 1388

5.        قانون در طب، حسین بن عبدالله سینا، ترجمه عبدالرحمن شرفکندی، مقدمه علی اکبر ولایتی، سروش، 1385

6.        مجموعه متون و مقالات در تاریخ و اخلاق پزشکی در اسلام و ایران، مهدی محقق، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1387

7.        مروری بر تاریخ و مبانی طب سنتی اسلام و ایران، به کوشش محمدرضا شمس اردکانی و دیگران، ملائک، 1387

8.        جستارهایی در تاریخ پزشکی، به کوشش محمود عباسی، حقوقی، 1387

9.       پزشکان برجسته در عصر تمدن اسلامی، علی عبدالله دفاع، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1382

 
تگها : اهوازی ارجانی , زندگینامه اهوازی ارجانی
ارسال نظر
* نام شما:

* ایمیل شما: (محرمانه)

* پیام شما:
رتبه: بد            خوب
کد نمایش داده شده را تایپ نمایید:

تازه سازی
طراحی سایت با مهریاسان